در یادداشتی به نام «آ
نچه نباید در برنامه نود پخش میشد!» - انتشار یافته در سایت تابناک - نویسنده، پخش شعری ترکی در برنامه نود را موضوع نوشتار تند و تحریکآمیز خود قرار داده است که در ادامه ضمن بازخوانی یادداشت مذکور، به نقد آن خواهیم پرداخت:
متن یادداشت «آنچه نباید در برنامه نود پخش میشد!»:
بیتوجهی به تهدیدهای هویتی در یک برنامه تلویزیونی:
آنچه نباید در برنامه نود پخش میشد!
در اقدامی شگفت و پرسشبرانگیز، برنامه نود این هفته تبدیل شد به تریبونی که شعارهای ضدایرانی و قوم گرایانه از آن بازتاب داده میشود؛ تصویر کودکی که طوطیوار یک شعار ضد ایرانی را به صورت سرودی کودکانه میخواند و پخش آن از صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران، چیزی بود که حتی در رسانههای بیگانه نیز تجربه نشده بود و آنان نیز جرأت چنین کاری را به خود نداده بودند.کد خبر: ۲۴۱۴۷۰تاریخ انتشار: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۹:۰۴هرچند هویت و فرهنگ جوامع در نگاه نخست، مقولهای جامعه شناختی است، ولی چگونگی تغییرها و دگردیسیها و به ویژه دستکاریهای آن، تأثیر مستقیم و بسزایی در امنیت ملی دارد. بسیاری از جنگها و درگیریهایی که پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، یعنی بیش از 50 درصد آنها بر پایه مقوله هویت و تفاوت قرائتها و روایتهای آن شکل گرفت.اکنون مدتی است که رسانههای بیگانه، از جمله صدای آمریکا، دویچه وله، العربیه و... هجمههای سختی علیه تمامیت ارضی و هویت ملی ایرانیها آغاز کردهاند و میکوشند به نحو از ضد انقلاب فراری خارج نشین در راستای فروپاشی ایران از درون ـ که یکی از پروژههای عمده جناح نومحافظه کاران تندرو بود ـ بهره گیرند.در این راستا، برنامههای متعددی از سوی سایتهای اینترنتی پربیننده و شبکههای ماهوارهای که با هزینه کنگره آمریکا و سیا اداره میشوند، به روی آنتنها رفت.به گزارش «تابناک»، اما در اقدامی شگفت و پرسشبرانگیز، برنامه نود این هفته تبدیل شد به تریبونی که شعارهای ضدایرانی و قومگرایانه از آن بازتاب داده می شود.تصویر کودکی که طوطیوار، یک شعار ضد ایرانی را به صورت سرودی کودکانه میخواند و پخش آن از صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران چیزی بود که حتی در رسانههای بیگانه نیز تجربه نشده بود و آنان نیز جرأت چنین کاری را به خود نداده بودند.این نخستین بار نیست که گروههای تروریستی و جداییخواه از کودکان به عنوان ابزار ارائه شعارها و اهدافشان استفاده میکنند. بسیاری از گروههای زیرزمینی تروریستی، برای مظلوم و معصوم نشان دادن خود به این تاکتیک دست میزنند.اما پخش این شعار از تلویزیون کشور ما جای پرسش را برای مردم باقی میگذارد که رویههای ضد وحدت ملی در شرایطی که ایران از هر سو مورد تهدید نظامی و ارضی است، چه معنایی میتواند داشته باشد؟در حالی که گروهک تروریستی پژاک یک بار دیگر با آغاز فصل گرما،حملات ناجوانمردانه خود را آغاز کرده است و از سوی دیگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس و اتحادیه عرب در یک موضعگیری کاملا آشکار و دشمنانه، ایران را به نابودی تهدید میکنند، پخش یک شعار ضد تمامیت ارضی از صدا و سیما چه معنایی میتواند داشته باشد؟برنامه نود شب گذشته در بخش ویژه خود، دقایقی را به حاشیه بازی فوتبال پیروزی تهران و تراکتورسازی تبریز اختصاص داد و در این میان، خبرنگار با بردن میکروفون به سمت کودکی خردسال از وی خواست تا شعری (!) بخواند یا مطلبی بگوید که او نیز با خواندن یک شعار تند ضد ایرانی ـ که مخصوص فرقه پان ... است ـ مورد تشویق خبرنگار قرار گرفت.حال به درستی معلوم نیست که پخش چنین تصاویری در برنامه نود، دقیقا چه سنخیتی با ماهیت ورزشی این برنامه دارد؟!در حالی که مقام معظم رهبری در آخرین دیدار خود با هیأت دولت در تابستان گذشته تأکید کردند که زبان فارسی، یکی از عوامل مهم ایرانیت است و آذربایجانیها بیش از همه به این زبان خدمت کرده و آثار مهم آن را پدید آورده اند، صدا و سیما و برنامه نود در روز ملی خلیج فارس و در حالی که هزاران شهروند ایران اسلامی و به ویژه آذربایجانی برای دفاع از جزایر همیشه ایرانی کوششهای متعددی را در دستور کار داشتند، به یکباره غیر مسئولانهترین تصاویر را علیه تمامیت ارضی از سوی برنامه نود پخش کرد و شگفتی همگان را برانگیخت. »
محور انتقاد یادداشت فوق به این شعر برمیگردد که در متن گزارش برنامه نود توسط کودکی ترکزبان خوانده شد:
آذربایجان منیم ئِلیم
آذربایجان منیم دیلیم
دوغرانسا دا دیلیم دیلیم
باشقا دیله چونَن دَییل
دیلیم اولسه من دَه اولّم
آنا دیلیم اولن دَییل
باشقا دیله چونن دییل
مضمون این شعر به زبان فارسی چنین است:
آذربایجان سرزمین و قوم من/آذربایجان زبان من/اگر پاره پارهام کنند/زبان مادریام را عوض نمیکنم/ مرگ زبان مادریام مرگ من است/ زبان مادریام نابودشدنی نیست/زبان مادریام تغییر دادنی نیست
این شعر واجد هیچ نوع بیاحترامی به زبان و قوم دیگری نیست و تنها بیان ارادت و احترام به زبان مادری و زادبوم این کودک ترکزبان است، و توهینها و اتهامات مندرج در یادداشت «آ
نچه نباید در برنامه نود پخش میشود!» قابل درک نیست. فهرست اتهامات و توهینهای مندرج در یادداشت مذکور:
1 . اتهام پخش شعارهای ضدایرانی (یعنی شعر فوق یک شعار ضد ایرانی است)
2. اتهام پخش شعارهای قوم گرایانه (یعنی احترام به زبان مادری مساوی قومگرایی مذموم است)
3. تحقیر کودک نجیب ترکزبان با به کار بردن تعبیر «شعرگویی طوطیوار» درباره او
3. «ضد ایرانی» نامیدن شعر ترکی
4. اتهام همسویی برنامه نود با بیگانگان به خاطر پخش این شعر ترکی
5. تشبیه برنامه نود و کسانی که بانی پخش این صدا بودند به گروههای تروریستی و جداییخواه که برای رسیدن به اهداف خود از کودکان سوءاستفاده میکنند.
6. متهم کردن برناهم نود به «رویه ضد وحدت ملی» به خاطر پخش این صدای هموطن غیرفارس
8. « ضد تمامیت ارضی» معرفی کردن این شعر
9. اتهام همدستی غافلانه با پژاک و کشورهای متخصاصم به خاطر پخش این شعر
10. تعبیر «شعار تند ضد ایرانی» درباره این شعر
11. نویسنده یادداشت پس از متنی پر مغالطه و آزاردهنده میکوشد امضای آیتالله خامنهای را هم پای نوشتهاش بگذارد. پس به نقل از مقام رهبری مینویسد: « در حالی که مقام معظم رهبری در آخرین دیدار خود با هیئت دولت در تابستان گذشته تاکید کردند که زبان فارسی یکی از عوامل مهم ایرانیت است و آذربایجانی ها بیش از همه به این زبان خدمت کرده اند و آثار مهم آن را پدید آورده اند.»
با این حال، یادداشتنویس گمنام معلوم نمیکند که آیا رهبری هم که خود در محافلی به ترکی سخن میگوید، آیا احترام به زبان مادری را «رویهای ضد وحدت ملی» و شعر ترکی را «شعار تند ضدایرانی» میداند یا خیر و اگر چنین است چرا خود ایشان ارتکاب به این سیئه را در محافل عمومی به نمایش میگذارد.
میخواهم بگویم که از اشاره رهبری به جایگاه زبان فارسی و پذیرش زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و نقش آذربایجانیها در گسترش آن، راهی به سوی توهین به زبان مادری جمعیتترکزبان کشور و جفا و تنگنظری نسبت به آنان گشوده نمیشود.
12. نویسنده یادداشت مورد نقد در ادامه در مقام تقدیر و تحبیبی ناچسب برمیآید و به هزاران شهید آذربایجانی اشاره میکند که در مسیر حفظ مرزهای ایران جان باختند تا بتواند باز هم درشتی و تفاخر جاهلانه مندرج در نوشتهاش را ادامه دهد و بتواند پخش صوت و تصویر آن کودک معصوم و آن شعر راوی علاقه به زبان مادری را «غیر مسئولانه ترین تصاویر علیه تمامیت ارضی»! معرفی کند.
(برای من جالب بود که این همه توهین و اتهامات در یک یادداشت 500 کلمهای گنجانده شده است.)
حال بیاید اندکی در مضمون آن شعر تامل کنیم. آیا آن احترام به زبان مادری به گزاف و نارواست؟ هر یک از ما بخشی از معنای خود را در پیوستگی با زبان مادری دریافته و درمییابیم. زبان اول برخلاف زبانهایی که بعدها میآموزیم، جایگاهی خاصی و حسی ویژه برای ما دارد. زبان اول مثل مادری است که از دامن او به تجربه دنیا برمیخیزیم. زبان اول، زبان مادری است! نخستین تکاپوهای ما در محیط اطراف از چشمانداز زبان نخستین است. شاید بتوان گفت بخشی از علائق ما نسبت به زبان مادری و عاطفهبرانگیزی آن ناشی از همین مساله باشد. گفتوگو درباره زبانی که بخشی از هویت و وجود ما را ساخته است و مهر خود را برای ابد در دل ما نشانده است، گفتوگو درباره امری خارجی و شیئی در بیرون از ما نیست، بلکه درباره چیزی است که بخشی از ماست و همین است که اظهار نظر درباره زبان مادری یک شخص و یک قوم و یک ملت حساس و درگیر عواطف و احساسات میشود.
کسانی که میتوانند از ورای زبان دوم و سوم به زبان اول خود بنگرند بهتر میدانند من چه میگویم. وقتی از سفری طولانی به خانهات برمیگردی، وقتی بعد از روزها و ماهها به دیدار مادرت میروی چه حسی داری. بازگشت به زبان اول بعد از هر توقف در زبانهای ثانی، حکم بازگشت به خانه اول را دارد. و این است سر آن احترام و حس گرمی که انسانها به زبان مادری دارند و بیحرمتی به آن را مساوی بیحرمتی به عزیزترینهای خود مییابند و مرگ آن را همپای مرگ خود میشمارند چنان که در سرود آن هموطن خردسال آمد.
بنابراین با موجودی چنین عزیز نباید برخوردی عجولانه و غریزی کرد؛ چنین موضوعی نمیتواند موضوعی آسان برای برای گفتن و نوشتن باشد و اظهار نظر درباره آن باید با توجه و اشراف به سویه های مختلف آن صورت گیرد.
***
وحدت ملی در سرزمین هزار رنگ ایران با سیاست تحقیر و تحکم ممکن نیست. چشمها را باید شست. باید اندکی از غرور و خودخواهی کاست. باید کوشید تا «دیگری» را مانند «خود» دید و در حق او آن را پسندید که در حق خویش میپسندیم.(قول امام علی و قاعده زرین اخلاق) باید به دنبال معنایی از وحدت ملی و ایرانی بودن باشیم که بتواند در برابر پخش 20 ثانیهای یک شعر ترکی تاب بیاورد؛ و به آن هم نباید راضی شد بلکه باید گامی در انصاف و عدالت به پیش گذاشت و چنان معنایی از «ایرانی بودن» و «وحدت ملی» ترسیم کرد که در چارچوب آن هر قومی در کشور امکان داشتن شبکهای تلویزیونی به زبان خود را داشته باشد بیآنکه وحدت ملی به خطر بیفتد.
سربلندی و بقای ایران در گرو احترام به فرهنگ، زبان و مذهب و آیین همهی ایرانیان است. رنگین کمان ایران را نمیتوان به یک رنگ کاست که این کاهش به معنای از دست دادن ایران است و بس.
در این ارتباط+ شعرخوانی کودک آذریایجانی در برنامه 90 + یادداشت منتشره در تابناک